خرید بک لینک
بسم رب الرفیقپ.ن (پیش نویس!)لا به لای احوال خراب این شب ها+چند وقت پیش متوجه شدم اینکه ما میگیم «جلوی قاضی و ملّق بازی» در اصل «جلوی غازی و معلّق بازی» بوده و غازی هم به معنی بند بازه! تا قبلش برام حت

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:26

بسم رب الرفیقپ.نهمچنان لا به لای حال خراب این روزها! (خدا مسببش رو به راه راست هدایت کنه!)+ چند شب پیش رفته بودیم خونه خواهرم. مشغول صحبت بودیم که علی _پسر هفت سالۀ خواهرم_ میون گاز زدن در و دیوار و ب

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:26

بسم رب الرفیق

هربار خواستم بگم «دوستت دارم»

گفتم «حالت چطوره؟»

و من تو را خیلی «حالت چطوره!»



پ.ن
آرشیوی های خاک خورده یا شاید ته مونده های چیزی که بودم.

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:26

بسم رب الرفیق پس بایزید از بسطام برفت و سی سال در شام و شامات می گردید، و ریاضت می کشید، و بی خوابی و گرسنگی دائم پیش گرفت، و صد و سیزده پیر را خدمت کرد، و از همه فایده گرفت، و از آن جمله یکی صادق بود

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:26

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:26

بسم رب الرفیق

با چون خودی درافکن اگر پنجه میکنی

ما خود شکستهایم چه باشد شکست ما

سعدی


پ.ن

هرجا که هست بی تو نباشد نشست ما

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:26

بسم رب الرفیق

زوال


پ.ن

هزار استغفار!

سعدی

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:26

بسم رب الرفیقسلام مخاطبینِ جان؛در طول سالیانی که اینجا فعالیت داشتم و برای دلم نوشتم، همواره سعی داشتم که با شما رو در رو نشم و از شما فاصله بگیرم. و حتما شما هم متوجه این موضوع شده اید. دلایلش را بگذ

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:26

بسم رب الرفیق

سعی کن تنور دلت همیشه روشن باشه! شده گداخته ای کوچک زیر خروارها خاکستر! اینجوری همیشه بهانه ای هست برای زنده بودن!



+

هزار آتش و دود و غمست
و
نامش، عشق


مولانا

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:26

بسم رب الرفیق دکتر نشست و گفت: که امروز بدتری!پس از خدا بخواه که طاقت بیاوری بابا نگاه کرد به بالا و خیس شدمادر سپرد بغض خودش را به روسری گفتند: " نا امید نشو! ما نمرده ایماینبار می بریم تو را جای بهت

برچسب: نویسنده: باران صادقی تاريخ: شنبه 29 دی 1397 ساعت: 2:26

صفحه بندی